X
تبلیغات
نهج البلاغه و سیاست خارجی - کلیاتی در مورد حقوق دیپلماتیک 1
دولت در زبان حقوقی ما به دو معنی خاص و عام به کار می­رود.
دولت به معنای خاص به مدیران کشور گفته می­شود و سازمان­های اداری و اجرائی را در برمی­گیرد. اصطلاح صحیح این معنی در فارسی حکومت است.
دولت به معنای عام: مفهومی مجرد و انتزاعی است که دربردارنده­ی عناصر متشکله دولت (حکومت، سرزمین، جمعیت، حاکمیت) می­باشد. در این معنی دولت شخصیت حقوقی ملت است و حکومت عامل اجرایی آن .
کاربرد کلمه دیپلماسی به مفهوم فعلی آن به اواخر قرن هجدهم باز می­گردد. در این زمان بود که این واژه به طور اخص به حرفه­ی فرستادگان دول که مجوز برقراری ارتباط با کشورهای خارجی را در دست داشتند اطلاق گردید و کسانی که به این امر اشتغال داشتند دیپلمات نامیده شدند. در زبان فارسی کلمه دیپلماتیک را (سیاسی) ترجمه می­کنند، ولی کلمه­ی سیاسی در مقابل POLITICAL نیز هست. بین سیاست و دیپلماسی تفاوت وجود ارد. سیاست عبارت است از: «اهداف و خط مشی­هایی که در جهت رسیدن به آن اهداف معین می­شود.»
سیاست دارای دو جنبه است:
1- جنبه داخلی
2- جنبه خارجی
دیپلماسی نحوه­ی اجرای سیاست­ها در خارج از کشور و نسبت به دولت­های بیگانه است. به عبارت دیگر دیپلماسی اجرای سیاست خارجی دولت است.
اما برای دیپلماسی معنای دقیق­تری را نیز باید شناخت و آن عبارت است از:
تدوین سیاست خارجی و اجرای آن. یعنی دیپلماسی در واقع دو روی یک سکه است؛ زیرا در تعریف دیپلماسی گفته­اند: روش حل و فصل مسائل مربوط به روابط خارجی با دول دیگر، به وسیله مذاکره یا هر طریق مسالمت­آمیز دیگر و این تعریف هم تدوین و هم اجرای آن را در بر می­گیرد. بنابراین روابط دیپلماتیک، وسیله­ی اجرای سیاست خارجی است و دیپلماتیک صف خاص روابط خارجی دولت است. عامل اجرایی این سیاست را دیپلماتیک و نحوه­ی اداره آن را دیپلماسی می­گویند. 
 
بخش دوم: تاریخچه روابط دیپلماتیک
تاریخ دیپلماسی ارتباط مستقیم با تاریخ انسان دارد. به اعتقاد برخی، فرشتگان و انبیا نخستین دیپلمات­ها محسوب می­شوند؛ زیرا نخستین پیامبران الهی نزد انسان­ها بوده­اند.
دیپلماسی قدمتی باستانی دارد و نمی­توان برای آن یک آغاز تاریخی قائل شد. به طور کلی تاریخ روابط دیپلماتیک را به سه دوره تقسیم می­کنند:
1-دوره­ی قدیم (تا سال 1815)
2-دوره­ی کلاسیک (از1815 تا جنگ جهانی اول 1918)
3-دوره­ی دیپلماسی نوین
همچنین می­توان این تقسیم­بندی را به طور کلی­تر بیان نمود و آن را به دو دوره تقسیم کرد:
دور­ی اول: از قدیم­ترین زمان تا قرن 15
دوره­­ی دوم: از قرن 15 تازمان حاضر
در تمدن­های اولیه ایران، هند، چین، مصر و سایر نواحی، دیپلماسی قبل از شکوفایی فرهنگ یونان جریان داشته است. در مصر مکاتبات سیاسی کشف شده مربوط به 13 قرن قبل از میلاد مسیح است و نشانگر آن است که فراعنه مصر با پادشاهان آسیای صغیر روابط دیپلماتیک گسترده­ای داشته­اند و در این جوامع، اعزام و پذیرش نمایندگان میان اقوام و ملل مختلف وجود داشته است و وظایف فرستادگان به طور مشروح تعیین می­شده و بر اساس آن افراد حائز شرایط (خردمند، گشاده­رو) به عنوان نماینده انتخاب می­شدند و اعزام می­گردیدند. ورود قبائل و مراجعه از مأموریت همراه با تشریفات خاص بوده و تجاوز به حقوق شناخته شده­ی این افراد و همچنین قتل این افراد باعث تیرگی روابط و جنگ حتمی می­شد.
در قرون وسطی و طی ده قرن حاکمیت کلیسا بر قاره­ی اروپا، روابط بین واحدهای سیاسی اروپا زیر نظر کلیسا قرار داشت. قسمت­های مختلف اروپا یک مملکت محسوب می­شدند و از خود استقلال نداشتند. دیپلماسی رایج در آن قاره بسیار محدود و کنترل شده بود و اعزام سفیر از سوی واحدهای سیاسی به ندرت و با نظر کلیسا صورت می­گرفت. در همین زمان با شکوفائی اسلام، مسلمین به بسط روابط خود با سایر ملل پرداختند. نامه­ی پیامبر اسلام به رؤسای ایران، بیزانس، حبشه و مصر، نمونه­ی بارز روابط دیپلماتیک است. سفرا از میان صالح­ترین و شایسته­ترین مؤمنین انتخاب می­شدند و وظایف زیر را بر عهده داشتند:
دعوت به اسلام و به ویژه قبل از آغاز جنگ؛ مذاکرات صلح و ترک مخاصمه و مذاکرات در باب مبادله اسیران جنگی؛ مذاکره در باب انعقاد قراردادهای مربوط به فدیه و غرامت و مذاکره در جهت ایجاد حس تفاهم و جلب دوستی و انعقاد پیمان همکاری در زمینه­های مختلف با طرف قرارداد؛
مأمورین دیپلماتیک خارجی مقیم سرزمین اسلامی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بودند. پیام­های آنان با ادب و نزاکت شنیده می­شد و پیامبر بنابر عادت شخصی خود، هدایای فراوانی نیز به آنها ارزانی می­داشت.
دولت شهرهای ایتالیا و در رأس آنها ونیز، در گسترش و تکامل دیپلماسی نقش مؤثری داشتند. تأسیس سفارتخانه­های دائمی برای اولین­بار توسط ایشان و به منظور اطلاع مستمر از تحولات دیگر دولت شهرها صورت پذیرفت. سفرا قبل از عزیمت، اطلاعاتی در خصوص محل مأموریت کسب می­کردند و در طی مأموریت نیز از طرف دولت خود در جریان رویدادهای داخلی قرار می­گرفتند و اطلاعات جمع­آوری شده­ی خود را نیز به مرکز ارسال می­داشتند. تسلط به زبان محل مأموریت و استعداد و میهمان­نوازی، از شرایط سفرا بود.
در قرن هفدهم و هیجدهم پس از کنگره­ی وستفالی که سیستم کشور- ملت مستقر شد، شکل جدید روابط دپلماتیک میان کشورها رواج یافت. این باور که دیپلماسی یک امر دائمی است، رواج بیشتری یافت. سفرا نماینده­ی شخصی پادشاه محسوب می­شدند. روابط دیپلماتیک از دید مردم کاملاً بسته، مخفی و حتی در برخی موارد مخوف بود. در همین زمان تأسیس وزارتخانه­ی مخصوص برای اداره سیاست خارجی مطرح شد.
قرن هیجدهم دوران طلایی دیپلماسی نام گرفته است. استقرار دستگاه منظم دیپلماتیک در فرانسه زودتر از سایر کشورها بسط و تکوین یافت و با اعزام سفیر، رابطه او با دولت متبوعش قطع می­شد و وی استقلال کامل در اجرای سیاست خارجی دولت متبوع خود می­یافت. به علاوه زبان فرانسه به تدریج جای خود را به عنوان زبان دیپلماتیک باز کرد.
قرن نوزدهم (عصر دیپلماسی کلاسیک) به دنبال کنگره­ی وین 1815، کنگره اروپا که برای حفظ منافع خاندان حاکم تشکیل شده بود، همکاری را بر خصومت در میان اروپائیان چیرگی بخشید. انقلاب فرانسه باعث شد که دیپلمات­ها به جای اینکه نماینده­ی شاه محسوب شوند، نماینده­ی دولت محسوب شوند. دیپلمات­ها از ارج و قرب خاصی بهره­مند شدند. از جمله مسائل مطروحه در کنگره وین 1815، تدوین ترتیبات مربوط به روابط دیپلماتیک بود. دیپلماسی کلاسیک قرن نوزدهم در ایجاد ثبات در صحنه­­ی سیاسی اروپا توفیق زیادی کسب کرد و تعداد جنگ­ها کاهش یافت. جمع­آوری اطلاعات در کشور محل مأموریت دیپلماتیک، جاسوسی تلقی نمی­شد و توسعه­ی وسائل ارتباطی، تماس مداوم دیپلمات­ها را به کشور متبوع خود تسهیل کرد.
قرن بیستم (دیپلماسی نوین) دهه­های اول قرن بیستم، تحولات عمده­ای را در دیپلماسی به همراه داشت. این تحولات که ناشی از دگرگونی در زمینه­هایی چون نظام بین الملل، تکنولوژی و افکار عمومی بودند، به صورت­هایی همچون دیپلماسی آشکار و دیپلماسی سازمان­های بین­المللی نمود یافتند.
عواملی که در تحول دیپلماسی در قرن بیستم دخیل بودند عبارتند از:
1- دگرگونی نظام بین­المللی و ظهور ایالات متحده آمریکا و ورود ژاپن و چین در جرگه­ی کشورهای قدرتمند، انقلاب1917 روسیه و در نتیجه اشاعه­ی شعار برابری و استقلال دولت­ها و کوشش این دولت در برقراری رابطه با کشورهای ایران و افغانستان و ترس از افشای اسرار مربوط به روابط سیاسی، دو جنگ جهانی اول و دوم، استقلال شمار زیادی از کشورهای تحت سلطه­ی آسیایی و آفریقایی، پیوستن کشورهایی نظیر ایران و افغانستان در جامعه­ی ملل و خروج دیپلماسی از انحصار دولت­های اروپایی.
2- پیشرفت تکنولوژی ارتباطات
3- قدرت یافتن افکار عمومی
نتایجی که عوامل مزبور در دیپلماسی آشکار داشت، دیپلماسی پارلمان، تماس فوری و آنی نمایندگان دول متبوع، صراحت بیان و پرهیز از رعایت حتمی نزاکت در زبان و بیان خطاب­های بی­واسطه به مردم و... بود.

بخش سوم: شرایط برقراری روابط دیپلماتیک
دو دولت زمانی می­توانند با هم روابط دیپلماتیک برقرار کنند که با هم در آن توافق کرده باشند. توافق یعنی رضایت دو طرف. یکی از ارکان حقوقی، رابطه­ی صحیح و سالم بین دو شخص است. خواه شخص حقیقی، یعنی افراد مردم باشند و خواه شخصیت حقوقی؛ مانند دولت یا شرکت و امثال آن.
آنچه که مهم است و باید توجه شود، این است که روابط فقط بین دولت­هایی می­تواند برقرار شود که شرایط حقوقی لازم را داشته باشند و در مورد روابط دیپلماتیک، این شرایط محدود به شناخت رسمی هر دولت و توافق بین آنها و احراز وجود رابطه با اعزام نماینده از طرفی نزد طرف دیگر یا متقابلاً از سوی هر دولت است. بنابراین در برقراری رابطه­ی دیپلماتیک سه شرط لازم است:
1- رابطه دیپلماتیک بین (دولتها) برقرار می­شود.
2- دولت­ها باید قبلاً یکدیگر را شناسایی کرده باشند.
3- دولت­ها در برقراری رابطه توافق کرده باشند.

تماس با نويسنده:
magidzawari@yahoo.com
http://magidzawari.parsiblog.com

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 11:3  توسط   |